شب یلدا یا شب چله آخرین شب آذرماه، شب پیش از نخستین روز زمستان و درازترین شب سال در راه است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام این شب را مبارک میدارند و آنرا جشن میگیرند. از آخرین شب یلدای پیش از دولت نهم و در آخرین سال ریاست جمهوری خاتمی تا به حال، قیمت گوشت از هر کیلو 4200 تومان به ۹۰۰۰ تومان رسید و میانگین قیمت انواع ماهی از 2000 تومان به 4500 تومان، برنج ایرانی از 1000 به 3000 تومان، پنیر محلی از 2500 به 5500 تومان، سیب درختی از 500 به 1500 تومان، هندوانه از 150 به 450 تومان، چای از 4000 به 9000 تومان، میانگین انواع شیرنی از 2000 به 4000 تومان، تخم مرغ از دانههای 35 به 130 تومان، پودر لباسشویی از 300 به 700 تومان، مایع ظرفشویی از 400 به 1200 تومان، وزیت پزشک متخصص از 5000 به 9000 تومان و بالاخره میانگین قیمت مسکن از 40 میلیون به 100 میلیون تومان افزایش یافته است!
ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند.
در آستانه بلندترین شب سال این سوال به ذهن خطور میکند که آیا با وجود وضعیت نابهنجار اقتصادی، بیکاری و این گرانیها مردم امسال هم میتوانند شب چله در کنار خانواده با خاطری آرام فال حافظ بگیرند و خاطرات شیرین بزرگان خود را بشنوند؟! ![]()

+
نوشته شده در شنبه 1387/09/30 توسط مجید
|

رئيس دولت اصلاحات حادثه كوي دانشگاه را نشانه مظلوميت دانشگاه دانست و گفت: حادثه كوي دانشگاه نشانه مظلوميت دانشگاه و مقاومت ستودني اين دانشگاه بود. 18 تير جنايت بزرگي بود كه زخم مظلوميت آن هنوز دلهاي دلسوزان نظام را ميسوزاند. در صورتي كه اين حادثه هيچ ربطي به دانشگاه نداشت و سبب شد كه فشار بر دانشگاه بيشتر شود. «متاسفانه در نظام جمهوری اسلامی، زندان رفتن مایه خفت نیست»، « اگر در دانشگاههای ما نقد قدرت هزینه ندارد این همه ستاره گذاری و محرومیت برای چیست؟»،«برخی در جمهوری اسلامی معتقدند مردم جاهل هستند و اکثریت یعنی رای جاهلان»، «مسئولان کشور به خود بیایند که روند حاکم بر کشور روند درستی نیست»،« افرادي كه انتخابات را برگزار ميكنند احساس نکنند که وظیفه شرعی آنها این است که یک چیزی خاصی محقق شود ولو اینکه رای مردم نباشد»




+
نوشته شده در دوشنبه 1387/09/25 توسط مجید
|


آمنه بهرامی - زمانی از عکاسی و مناظر کوهستانی لذت می برد و کار کردن در یک شرکت تجهیزات پزشکی سبب شده بود به استقلال مالی برسد.
چند مرد از او درخواست ازدواج کرده بودند اما این تکنیسین برق همه آن درخواست ها را رد کرده بود: "من می خواستم ازدواج کنم اما فقط با مردی که واقعاً دوستش داشتم."

+
نوشته شده در دوشنبه 1387/09/25 توسط مجید
|

خبرگزاری آسوشیتدپرس می نویسد که کوههای تهران تنها جایی است که می توان آزادانه بدون روسری در آن گردشگری کرد . سپس با چاپ تصویری از یک زوج ایرانی و یک توریست زن ژاپنی که جمال خود را زیر کوههای البرز در توچال(شمال تهران) می بیند این ادعای خود را اثبات می کند !!!
![]()

+
نوشته شده در پنجشنبه 1387/09/21 توسط مجید
|

«اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش میزدم، همانجایی كه بیست و دو سال پیش، « آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را می آید، بیاموزند، هركه را میرود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی می توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه می وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.» دكتر علی شریعتی در تاریخ 24 آبان اعلام شد كه نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا از طرف آیزنهاور به ایران میآید. نیكسون به ایران میآمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی را كه در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در كنگره آمریكا بعد از كودتای 28 مرداد) ببیند. دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند كه هنگام ورود نیكسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه كودتا نشان دهند. وقوع تظاهرات هنگام ورود نیكسون حتمی مینمود. مظلومیت قندچی به حدی بود كه حتی بعد از شهادت، به خانوادهاش گفته بودند كه احمد را با دو شهید دیگر در امام زاده عبدالله دفن كردهاند. برادر شهید قندچی گفت: «بعد از این كه فهمیدیم احمد را در مسگر آباد دفن كردهاند با خانواده شریعت رضوی و بزرگ نیا به مسگر آباد رفتیم و قبر شهید را نبش كردیم و او را مخفیانه به امام زاده عبدالله بردیم و در آنجا در كنار دوستانش به خاك سپردیم.» درست روز بعد از واقعه 16 آذر، نیكسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهی كه هنوز به خون دانشجویان بی گناه رنگین بود دكترای افتخاری حقوق دریافت كرد. صبح ورود نیكسون یكی از روزنامهها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشادهای به نیكسون نوشت. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانیها اشاره شده بود كه «هرگاه دوستی از سفر میآید یا كسی از زیارت بازمی گردد و یا شخصیتی بزرگ وارد میشود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوی و گوسفندی قربانی میكنیم؛ آنگاه خطاب به نیكسون گفته شده بود كه «آقای نیكسون! وجود شما آن قدر گرامی و عزیز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این كشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی كردند.» سرود یار دبستانی را از اینجا بگیرید
مصطفی بزرگ نیا - مهدی شریعت رضوی - احمد قندچی
+
نوشته شده در شنبه 1387/09/16 توسط مجید
|


در پی سخنرانی اخیر رئیس جمهور که گفته با نفت ۵ دلاری هم کشور را اداره می کنم ! دکتر زیباکلام پاسخی مستدل به این ادعا داده که از اینجا بخوانیدش ...........

+
نوشته شده در جمعه 1387/09/08 توسط مجید
|

سینما نیاگارا یا همان جمهوری با مالکیت فردین و علی حاتمی به سبکی نو پایه ریزی شد . ماجرا از این قرار بود که علی یکبار قرار بود با فردین و زری خوشکام (همسر بعدیاش) فیلم مترسک را در جزیره آبسکون بسازد (قصهای کهن از یک نجار و یک خیاط و یک درویش که در جزیرهای تنها به هم میرسیدند. نجار از چوب درختی تندیسی از یک زن میساخت، خیاط بهترین لباس را بر تنش میکرد و درویش در تندیس زیبا روح میدمید. آنگاه هر سه دلبسته تندیس جاندار، مدعی میشدند که مالک موجود تازهاند) علی با فردین و زری و گروه تولید به آبسکون رفت اما هنوز چند دقیقه از فیلم را نگرفته بود که عاشق شد و .... فیلمبرداری هم به هم می خورد، گروه به تهران آمدند و فردین که تهیه کننده هم بود از تولید فیلم منصرف شد اما بعدها چنان با علی حاتمی رفیق شد که یگانه ممر درآمدش یعنی سینما نیاگارا را در دوران خانه نشینی پس از انقلاب با علی حاتمی قسمت کرد. وقتی هم که رفت سهمش را برای همسرش گذاشت که ورثه این بانو هم سهامشان را به زری و لیلا دادند.حالا زری بود و لیلا حاتمی و علی مصفا و سینما جمهوری .... سالن سرباز تابستانی را تبدیل به کافه آنتراکت کردند و میعادگاه اهل هنر .... ليلا حاتمي ( در میان کمپین دعوت از خاتمی و روبروی ایشان )با لحني بغض آلود که جمعيت حاضر را به شدت متاثر کرده بود، گفت؛ آقاي خاتمي ما از شما مي خواهيم به اندازه ايمان تان مصمم باشيد و به خاطر کودکان و کساني که نمي خواهند کشور را ترک کنند در انتخابات حاضر شويد. دانلود کلیپ سخنرانی لیلا حاتمی ( با برنامه 3gp ببینید ) علي مصفا همسر ليلا حاتمي و بازيگر سينما هم با خواندن شعري از پدرش استاد مظاهر مصفا از خاتمي خواست نامزد انتخابات شود. بعد از تقریبا 4 روز از این رویداد و در ساعت 4 بامداد جمعه سینما هم سوخت ( یا آتش زده شد ).... آیا علتی از این واضح تر هم می تواند باشد ؟ عکسهای جالبی هم از مرحوم علی حاتمی و دختر و همسرش پیدا کرده ام که اینجا ببینید

![]()


+
نوشته شده در یکشنبه 1387/09/03 توسط مجید
|
