تبليغاتX
پنجره ای رو به خانه پدری

غلامعلی رجایی ( نفر سی ام دوره ششم مجلس که حذفش کردند و آن یکی غلامعلی ! یا همان حداد عادل را فرستادند تو مجلس ! ) می نویسد :

شبي كه به مراسم اربعين ارتحال مرحوم آيت‌الله محمدرضا توسلي كه با غيرت تمام بر سر دفاع و حمايت و پاسداري از حريم خط امام(ره) جان داد، به حسينيه جماران رفته بودم، سخنران مجلس جناب آقاي موسوي لاري بود .وي در حالي كه قدري هم هيجان‌زده به نظر مي‌رسيد، به خاطره ناگفته و ناشنيده‌اي از مرحوم آقاي توسلي، آن هم دو شب پيش از درگذشت ايشان اشاره كرد كه مي‌گفت: با چند نفر از دوستان در خدمت ايشان بوديم، آقاي توسلي كه از حرمت‌شكني بيت امام در آن روزها برافروخته و ناراحت به نظر مي‌رسيد، رو به جمع ما كرد و در استناد به سخنان خود گفت: براي شما خاطره‌اي تعريف مي‌كنم كه تاكنون براي كسي نقل نكرده‌ام. پس از شهادت جناب حاج شيخ فضل‌الله محلاتي، برادران سپاه با بيت امام تماس گرفته و به حاج‌احمد‌آقا گفتند، اگر امام تأييد كند، آقاي فلاني[محمدی عراقی] را به عنوان جانشين آقاي محلاتي خدمتتان معرفي مي‌كنيم.
آقاي توسلي مي‌گفت: تا مرحوم حاج‌ احمد آقا اين پيام را به امام رسانيد، امام به رسم عادت هميشگي‌شان كه مخالفتشان را با پشت دست نشان مي‌دادند، با دستشان به او اشاره كرده و گفتند: نخير و افزودند: من بيايم اين آقا را به عنوان نماينده خودم در سپاه بگذارم كه برود منويات و نظرات پدرخانمش آقاي [مصباح یزدی] را پياده كند و سپاه را وارد اين مسائل نمايد؟
حاج احمد آقا كه لحن ناراحت و نگران امام را ديد، به امام عرض كرد: آقا اين نظر من نبود. نظر فرماندهان سپاه بود كه خدمتتان عرض شد كه امام باز با همان لحن فرمودند: نخير، نمي‌شود. شخص ديگري تعيين ‌شود.
موسوي لاري در ادامه سخن خود، حرف تلخي زد كه من با شنيدن آن، احساس كردم بايد اين خاطره را بنويسم. هرچند نوشتن اين ناگفته، تلنگري به دوستان قديمي باشد كه در اين سال‌ها از قضا در مجموعه‌اي با وي همكار بوده‌ام، اما نگفتن آن، شايد خيانتي به مردم و به ويژه نسل جواني باشد كه حق دارند همه زواياي خط امام را هرچند درباره اشخاصي كه الان محترم هستند، بدانند.
موسوي لاري مي‌گفت: اما اكنون وضع به جايي رسيده است كه اتوبوس‌هاي پر از جوان را از اطراف به قم مي‌برند تا پاي سخنان شخصي كه امام در مورد پياده شدن نظراتش در سپاه، آن همه از خود حساسيت نشان مي‌داد و با نمايندگي داماد وي در سپاه مخالفت مي‌كرد، بنشينند تا از وي رهنمود بگيرند!

پس از شنيدن اين بحث، براي اطمينان، به صحيفه امام مراجعه كردم و با كمال تعجب ديدم پس از شهادت شهيد بزرگوار آيت‌الله محلاتي در سال 64، امام مدت حدود سه سال از نصب نماينده در سپاه پاسداران خودداري كرده‌اند و سپس شخص ديگري را منصوب فرموده‌اند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/28 توسط مجید |

۱- بازرسي ساك‌هاي خريد توسط گشت ارشاد

اعتماد ملي : ساعت 6 بعدازظهر روز شنبه شهروندان تهراني در ميدان هفتم تير، برخورد جديدي را از برخي ماموران گشت‌هاي ارشاد ديدند كه تاكنون سابقه نداشته است... برخي از زناني كه وارد مراكز خريد و يا فروشگاه‌هاي منطقه مي‌شدند پس از خروج بايد محتويات كيسه خريد خود را به ماموران پليس زن كه مقابل اين مراكز ايستاده بودند، نشان مي‌دادند تا كنترل شوند.
زنان تهراني روز شنبه بايد پس از آنكه هر تكه لباسشان توسط يكي از ماموران پليس زن مقابل چشم‌هاي رهگذران از كيسه خارج مي‌شد در مورد مدل و شكل لباس‌ها توضيح مي‌دادند. جالب آنكه انبوه جمعيت باعث شده بود كه پليس‌هاي مرد هم به كمك زنان پليس شتافته و زنان را در صفي منظم نگاه مي‌داشتند تا دو مامور زن فرصت كنترل همه كيسه‌هاي خريد آنها را به دست بياورند.!!!!

۲- آيت الله منتظري: انتخابات مجلس هشتم نه آزاد بود ونه عادلانه

به گزارش سانفرانسيسکو کرونيکل آيت الله حسينعلي منتظري حکومت ايران را به اعمال ديکتاتوري در لواي اسلام متهم کرده است. اين مطلب در ‏بيانيه اي که از سوي دفتر وي منتشر شد بيان شده است.‏

هواداران محمود احمدي نژاد اکثريت 290کرسي مجلس ايران را در انتخابات اخير به خود اختصاص داده اند. ‏اصلاح طلبان کمي بيشتر از مجلس قبلي راي آوردند. دور دوم انتخابات قرار است براي 81 کرسي باقيمانده ‏مجلس در 25 آوريل انجام خواهد شد.‏

منتظري گفت: "افراد متعهد و خدمت گذار، به نام اسلام، از شرکت در انتخابات محروم شدند." وي انتخابات را به ‏دليل روند رد صلاحيت ها "نه آزاد و نه عادلانه" خواند.‏

منتظري در يک مقطع زماني قرار بود به عنوان رهبر ايران ، جانشين آيت الله خميني شود، ولي به دليل انتقاد از ‏زياده روي هاي انقلابي و اختلاف نظر با رهبر وقت انقلاب از اين جانشيني محروم شد.‏

منتظري از آن زمان به بعد همواره خواستار محدود کردن قدرت نامحدود [...] شده است.
به نظر تندرو هاي اسلامي، رهبر انقلاب،فقط بايد در مقابل ‏خدا پاسخگو باشد.‏

منتظري در نوامبر1997 [...] به حبس در خانه خود در قم ‏محکوم شد.‏

[...]وي در بيانيه اخير خود گفته است انقلاب اسلامي سال 1979 رژيم سلطنتي را به نام ‏آزادي سرنگون کرد ولي اين آزادي هيچ گاه تحقق پيدا نکرد.‏

وي گفت: "مردم به اميد اينکه اين قول ها تحقق مي يابد انقلاب کردند و بهاي بسيار سنگيني براي آن پرداختند، ‏ولي آن قول ها هرگز تحقق نيافت. ما قول داديم آزادي برقرار شودو ديکتاتوري از ميان برود و به نظرات مردم ‏احترام گذاشته شود؛ ولي چنين نشد."‏

منتظري يکي از آيت الله العظمي هاي انگشت شمار مذهب شيعه در ايران است.‏

پس از حبس خانگي منتظري، رسانه هاي دولتي از بيان لقب ديني او خود داري کردند [...] هر گونه سخن گفتن از او ممنوع شد، اشاره به وي از کتب درسي پاک شد و خيابان هاي به ‏نام وي تغيير نام داده شد.‏

ولي اين روحاني مزاحم هنوز مورد احترام بسياري از ايرانيان است و بسياري از آنان از تعاليم مذهبي وي پيروي ‏مي کنند و به تشويق هاي وي براي تغييرات دموکراتيک در ايران پاسخ مثبت مي دهند.‏

۳- رئیس‏جمهور و مشايي فامیل شدند

مراسم عقد پسر  احمدي نژاد و دختر اسفنديار رحيم مشايي( رئیس میراث و گردشگری) شب گذشته برگزار شد.

اين مراسم در منزل مشايي در تهران و به صورت ساده و صميمي برگزار شده است.!( لازم به ذکر است پسر ایشان که عکسش را در پایین تر ها داریم ظاهرا  تازگیها سرباز شده اند ! )

داماد میان پدر و پدر زن !!

آخر مراسم و نماز جماعت به امامت  رئیس جمهور !

در کنار پسران خانواده

برای آخرین مطلب هم اگر آخرین نطق پیش از دستور اعلمی را خواستید بخوانید از اینجا بگیرید .عالی و جالبه!

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/01/27 توسط مجید |

شما یک سری اعمال و رفتار دارید که نمی شود آن را در قالب شخصیت یک روحانی تعریف کرد. کارهایی می کنید و فضایی به وجود می آورید که باعث حمله به شما می شود. این سیاست شماست یا خودتان این طوری هستید؟
نه والا سیاست مان نیست. چه کسی دوست دارد که فحش بشنود؟ ولی اگر این چیزها هم نبود، جماعتی که من می شناسم بالاخره بهانه ای پیدا می کردند که فحش بدهند. چون خیلی از دوستان ما که این نوع رفتارهای اجتماعی را هم ندارند از این حملات بی نصیب نیستند. دعواهای سیاسی بدون اخلاق نهایتا به این جاها کشیده می شود.
- این که می گویند شما خارج از ایران شلوار جین و تی شرت می پوشید درست است؟
شلوار جین خیلی به من نمی آید و نمی پوشم. وقتی هم هوا گرم باشد تی شرت می پوشم.
- پس تا به حال شلوار جین نپوشیده اید؟
یادم نمی آید... چون سایزم هم سایزی نیست که بتوانم شلوار جین بپوشم. (می خندد) شروع این شایعات یک مبنایی داشت. آن موقع که دعواها خیلی داغ بود، معمولا آن هایی که کم می آوردند، تهمت می زدند.
- مگر شلوار جین پوشیدن تهمت است؟
نه ... به طور کلی این جور حرف ها را می گویم. آقایی که یک وقتی خودش را سمبل هنرمند اسلامی معرفی می کرد و خیلی هم بداخلاق بود در کیهان مقاله ای نوشت که وقتی من در لبنان بودم، با شلوارک و پیراهن آستین کوتاه دیده شده ام و فیلمش هم موجود است. من یادم نمی آید که شلوارک داشته یا پوشیده باشم، آن هم در خیابان و جایی که این هنرمند خیلی عزیز بتواند فیلمبرداری کند. از اول معلوم است که دروغ است. بعد این را اضافه کردند که کنار دریا این اتفاق افتاده. البته این مشخص است که اگر بخواهم دریا بروم نه با عمامه می روم و نه با عبا، بلکه با لباس شنا می روم ولی چون دریای آن جا خیلی شلوغ بود هیچ وقت نرفتم.
جالب این بود که چند تا از بچه های حزب الهی خیلی صاف و ساده پیش من آمدند و طلب حلالیت کردند. گفتم: چطور؟ گفتند: ما مطالبی درباره این قضیه نوشتیم. آن آقا گفته بود که می خواهد فیلم را پخش کند. بعد آنها رفته بودند پیش ایشان و گفته بودند که این فیلم را بیاورید تا در مدرسه حجتیه پخش کنیم. چون خیلی مهم بود و او که با آنها احساس همبستگی داشته، گفته بود که من الکی گفتم و به آنها، به خاطر این رفتار خیلی بر خورده بود.
- اصلا چطور شد که شما روحانی شدید؟
من متولد بهمن 1338 هستم. اوایل نوجوانی وارد سیاست شدم. خانواده ام مذهبی و روحانی بود. دایی من آقای هاشمی نژاد شخصیتی مبارز بود که من خیلی تحت تاثیر او بودم. اوج قضایای دکتر شریعتی و کتاب هایش بود و رادیوهای خارجی در اوایل نوجوانی خیلی روی ما تاثیر داشت. وقتی وارد سیاست شدم قبل از انقلاب به خاطر یک سخنرانی 26-25 روز دستگیر شدم که خیلی در زندگی دوران جوانی ام مهم بود.
- مهم ترین حرفی که در آن سخنرانی زدید و شما را بازداشت کردند چه بود؟
ماه رمضان سال 1356 بود، تازه اعلامیه های امام به شهر رودسر می آمد. سخنرانی های من هم در نوجوانی داغ و جنجالی بود. یک اطلاعیه از مشهد آمده بود که بچه ها آن را به من دادند. هیچ کس جرات نمی کرد آن را بخواند چون آن موقع اطلاعیه خواندن خیلی مهم بود.
اواسط سخنرانی اطلاعیه را خواندم. اواخر جلسه چراغ های سالن خاموش شد و پشت مسجد صدای تیراندازی آمد. من هم که بچه بودم از ترس فرار کردم، اما آخر شب من را گرفتند.
- اگر آقای هاشمی نژاد نبود شما الان کت و شلوار به تن می کردید؟
نه ... فکر نمی کنم چون خانواده پدرم هم روحانی هستند و خانوادگی راه فراری نداشتیم، همگی آخوند بودیم. ضمن این که هیچ وقت هم از داشتن لباس آخوندی احساس پشیمانی نکردم.
- لباس دیگری را امتحان کرده اید؟ یعنی در مراسمی کت و شلوار پوشیده اید؟
بله، خیلی وقت ها با لباس غیر آخوندی بیرون رفتم. این لباس کار و رسمی من است. چون نمی شود با این لباس به خرید، سینما یا جاهای مختلف دیگر رفت.
اولین باری که در جلسه رسمی سازمان ملل حضور پیدا کردم با هم فکری آقای خاتمی کت و شلوار پوشیدم و جلوی دوربین هم نشستم. علت آن هم بحرانی بودن فضا بود. مجاهدین خلق تظاهرات کرده بودند، برنامه ها خیلی سخت بود، اولین سفر آقای خاتمی در اولین سال ریاست جمهوری شان بود، خیلی دوندگی این طرف و آن طرف داشت و چون همه برنامه ها دست من بود نمی شد با عبا و عمامه این طرف و آن طرف دوید. ضمن این که آقای خاتمی حفاظت خوب و محکمی داشت ما هم آخوند بودیم آن ها هم نمی فهمیدند و ما را به جای آقای خاتمی... (خنده)
البته یک بار برعکسش شد. در فرودگاه فرانسه یک گارد نظامی مفصلی چیده بودند، من بی هوا با یکی از دوستانم صحبت می کردم و از در بیرون آمدم تا کمی هوا بخورم به محض آن که بیرون آمدم گروه موزیکی که برای آقای خاتمی باید می زد فکر کرد آقای خاتمی آمده و شروع کرد به موزیک زدن. من خیلی زود برگشتم سرجایم و آن ها هم خیلی تعجب کرده بودند و صدای موزیک قطع شد.
- حادثه سقوط تان از پله ها هم در فرانسه بود که در بغل رییس جمهور افتادید؟
نه در روسیه بود... دو تا آدم چاق بودیم یکی من و یکی آقای صفری، پله ها کج بود و هر دو داشتیم با عجله حرف می زدیم و از پله ها پایین می آمدیم، نمی دانم چطور شد دوتایی که دست هم را گرفته بودیم لیز خوردیم، محافظ ها جلوی مان را گرفتند وگرنه می توانستیم بزنیم زیر پای دوتا رییس جمهور و آنها را پایین بیندازیم.
 
همراه با معتمدآریا

- راستی می خواهم از شما هم در مورد دست دادن آقای خاتمی با آن خانم های خارجی بپرسم.
من در آن سفر نبودم.
- بعد یواشکی از آقای خاتمی نپرسیدید که قضیه چه بوده؟
چرا هم یواشکی پرسیدم هم غیر یواشکی. آقای خاتمی هم که رسما تکذیب کرد.
- یعنی این فیلم واقعا ساختگی بود؟
من نتوانستم این فیلم را بگیرم چون فیلتر بود. آقای خاتمی خودش این فیلم را دیده بود، یک جلسه ای داشت مثل این چیزهایی که بازسازی می کنند مسیر را رفت و گفت که حالت دست من همیشه این طوری است آن یکی هم زیر عباست و از جلوی این خانم که رد می شوم کات می شود.
- آن موقع که روزنامه هم میهن هم انگشتر آقای خاتمی را چاپ کرد که در دستش بوده یا نه. من به این بحث هایش کاری ندارم شما خصوصی از آقای خاتمی در مورد این فیلم پرسیدید، چه گفتند؟
بالاخره که همه فیلم را تکذیب کردند من در این چند وقت کمتر دیده بودم که آقای خاتمی از این فضایی که به وجود آوردند این طور احساس ناراحتی بکند. ما- در این نوع فضا- خیلی پوست کلفت شده بودیم. ولی آقای خاتمی روحیه اش این طور نبود. در حوزه شخصی اش قبلا کسی صحبتی نکرده بود، به همین دلیل ماجرا ایشان را خیلی به هم ریخت.
- به نظر می رسد آقای خاتمی خیلی با شما صمیمی است، پس چرا شما را از ریاست دفترش عزل کرد؟
عزل نشدم. تا پایان دوره اول ریاست جمهوری، رییس دفتر بودم و دوره دوم معاون حقوقی شدم.
- رییس دفتر خیلی به رییس جمهور نزدیک تر است. چه اتفاقی افتاد که شما از آقای خاتمی دور شدید؟
چیز خاصی نبود، اما اگر آدم بخواهد این پشت پرده ها را باز کند، فکر نکنم کار مجله شما به شماره بعدی برسد.
دلیل این اتفاق هر چه باشد دوستی من و آقای خاتمی هیچ وقت کم نشد.
- با آقای خاتمی دعوا هم کرده اید؟
بارها! حتی دعواهای بدی هم پیش آمده ولی نیم ساعت بعد اصلا احساس نمی کردم که درون من چیزی وجود دارد و آقای خاتمی هم یادش نبود که نیم ساعت پیش دعوا کرده.
- معمولا دعوای تان سر چه چیزهایی بود؟
خیلی چیزها! حتی در یک مورد آقای خاتمی از دفترش بیرون آمد و گفت من شما را به دادگاه معرفی می کنم. البته نمی دانم باید بگویم یا نه؟! چون کیهان این تکه را برمی دارد و می نویسد که آقای خاتمی می خواسته ابطحی را به دادگاه معرفی کند!
- حالا بگویید.
موضوع، سفر فرانسه بود. یک عده نمی خواستند آقای خاتمی به این سفر برود اما ما سفر را بسته بودیم و در همه چیز مثل شام، مشروبات و ... توافق کرده بودیم. فرانسه هم کشوری است که خیلی پروتکلی است و شراب هم خیلی برای شان مهم است، چون پیشینه تاریخی دارد. ما می خواستیم مراسم را به عصرانه تبدیل کنیم تا شراب حذف شود و این هم مشکلات خودرش را داشت که مراسم به این شکل رسمی دربیاید. همه شرط ها را گذاشتیم و نسبت به این که در شانزلیزه پرچم نزنند هم توافق کردیم. به این دلیل که در هر بیست قدم این امکان را به منافقین می دادیم که ابراز وجود کنند و بخواهند پرچم آتش بزنند.
نمی دانم چرا آقای خاتمی فکر می کرد که پرچم نزدن در شانزلیزه توهین آمیز است و از توافق ما خیلی عصبانی شد.
- امیدوار هستید که اصلاح طلب ها در انتخابات رای بیاورند؟
در واقع دروازه هست اما ما بازیکن نداریم. بازیکنان آن طرف هم زیادند.
- کمی هم مظلوم نمایی می کنید. شاید رونالدو ندارید اما بازیکن دارید.
مهم نیست که چند تا بازیکن داری، مهم ترکیب است. مخصوصا که ما ترکیب شناخته شده ای هم نداریم.
- با تمام این تفاسیر، چند درصد امید دارید که اصلاح طلب ها رای بیاورند؟
در اکثریت مجلس امکان رقابت وجود ندارد و اکثریت مجلس، از الان مشخص است.
- پس شما در کمال ناامیدی پیشاپیش خودتان را بازنده بازی می دانید.
بازنده بازی نمی دانیم. تا وقتی که بازی کنیم، خود را برنده می دانیم. ولی امکان بازی وجود ندارد و این از اعداد و ارقام اعلام شده هم مشخص است.
- به نظرتان آقای کروبی دوست داشتنی تر است یا آقای خاتمی؟
اگر این امکان وجود داشت که این دو را در هم ادغام کنند خیلی ترکیب خوبی می شد!
- چه خصوصیاتی از آن ها باید در این ترکیب جدید باشد؟
مثلا اگر همین بحث تایید صلاحیت ها باشد، آقای کروبی چند پرونده را به شورای نگهبان می برد و می گوید که آقا این ها آدم های خوبی هستند، تایید کنید! ولی آقای خاتمی این طور نیست. می رود و یک گفتمان در مورد حقوق انسان باز می کند و این که مشروعیت نظام از مردم است و از این نوع بحث ها. آقای خاتمی باورش نمی شد که در سطوح سیاسی کسی دروغ بگوید ولی آقای کروبی متوجه می شد و متناسب با آن عکس العمل نشان می داد!
- من شنیدم که شما آدم sms بازی هم هستید. یعنی به آدم های سیاسی sms می دهید و sms می گیرید. درست است؟
الزاما نه با آدم های سیاسی.
- آخرین sms که آقای خاتمی برای شما فرستاد، چه بود؟
آقای خاتمی اصلا آدم موبایل بازی نیست فکر نکنم تا به حال sms داده باشد.
- یعنی اصلا موبایل دست نگرفته اند؟
یکی دوبار دیدم که به مناسبت های خاص با موبایل صحبت کرده که فکر نکنم موبایل خودش هم بوده باشد.
- یعنی آقای خاتمی موبایل ندارد؟
اوایل که موبایل آمده بود یکی به ایشان دادند ولی اساسا آقای خاتمی آدم تلفنی نیست.
- یعنی حضوری کارهایش را انجام می دهد.
بله. مثلا گاهی با او کار داشتم، تلفن می کردم و می گفتم. می گفت: خوب بلندشو بیا اینجا ببینم چه می گویی.
- از بین سیاسیون بیشتر چه کسی به شما sms می زند؟
از بین سیاسیون بیشتر من برای دیگران sms می زنم.
- آخرین sms که گرفتید و برای بقیه فرستادید را برای ما بگویید.
(می خندد) در رسانه های جمعی حرف های غیراخلاقی زدن درست نیست!
- چه چیزی از بچگی های تان یادتان هست؟ کارتون محبوب شما کدام بود؟
زورو را دوست داشتم و تنسی تاکسی دو!
- ظاهرا قرار بود یک فیلم بسازید اما بعد دروغ سیزده شد. ماجرا پی بود؟
نه بابا دروغ بود. من در جاده شمال پشت فرمان بودم، یک سری از بچه ها به من زنگ زدند که ما می خواهیم برای شما دروغ سیزده درست کنیم. شما خیلی عصبانی می شوید؟ گفتم نه. در ذهن شان بود که من یک تغار ماست را در محله مان شکسته ام.
گفتم که این یک چیز سبکی است. همان جا به ذهنم زد که دارم یک فیلم می سازم. در اوج جریان ده نمکی بود. گفتند که اسمش را می گذاریم تغار شکسته.
در همان حال که رانندگی می کردم گفتم قشنگ نیست اگر می خواهید به من نسبت بدهید یک چیز سیاسی بگویید، مثلا خواب بی موقع. گفتم اسم آقای کروبی هم می آید و فیلم ساختن من جالب می شود اصلا فکر نمی کردم خبر این سایت که مشهور هم نبود این قدر بپیچد. تلویزیون هم در اخبار بیست و سی اعلام کرده بود.
بعد خانمم آمد و گفت که دختری خیلی اصرار کرده که در فیلم من بازی کند و بعد خانم حکمت زنگ زد که اگر کمکی خواستم به او بگویم!
- حالا اگر قرار باشد واقعا فیلم بسازید از کدام بازیگرها استفاده می کنید؟
من از بچگی با رضا کیانیان دوست بودم و هنوز هم گاهی پیش من می آید و روابط خانوادگی داریم، من هم نوع کار، خانواده و خودش را خیلی دوست دارم.
یکی دیگر هم لابد گلزار است. البته شوخی کردم. بازی رضا عطاران را خیلی دوست دارم. خانم معتمدآریا و البته هستی! من هم که هم سن آقای نصیریان هستم!
- راستی گفتید ده نمکی، شما اخراجی ها را دیدید؟
بله ... من فکر می کنم که دوربین را جلوی بچه های با استعداد هنرپیشه گذاشته بودند و آن ها جوک های قدیمی دوران جنگ را نقل می کردند و در مونتاژ یک جوری این ها را به هم وصل کرده بودند.
- یعنی به نظر شما فیلم نبوده؟!
بد نبود... من خیلی معتقد به فیلم های فلسفی نیستم. شاید آدم به سینما برود و بخندد. اتفاقا این فیلم را در اکران خصوصی در اریکه ایرانیان دیدیم که همه در آن حضور داشتند. من و آقای تاج زاده با هم رفته بودیم.
- نظرتان در مورد خود مسعود ده نمکی چیست؟
مسعود ده نمکی یک تاریخچه است. یعنی مسیری است که باید خیلی از آدم های دیگر هم این راه را طی بکنند و می کنند. آدمی که از آتش زدن سینما برسد به ساختن فیلم نشان می دهد حقیقتی در وجودش بوده که او را به این سمت کشانده است.
- داریوش مهرجویی چی؟
فیلم هایش خیلی سنگین و باوقار است. خودشان را تا به حال ندیده ام اما احساس می کنم یه کمی بد اخلاق باشد!
- بگذریم، اگه خیلی پول داشته باشید چه ماشینی سوار می شوید؟
من اگر پول زیادی داشته باشم فکر نمی کنم ماشینی بیشتر از همین پژو پرشیا که سوار می شوم بخرم. تعجب می کنم بعضی ها سرمایه شان را روی ماشین می گذارند! مگر آن که عشق ماشین باشند. چون خیابان و جاده های ایران بیشتر از پژو جواب نمی دهد.
- ماشین شما سیستم صوتی قوی دارد؟
از این اکو و این ها نه ... در حدی که داخل ماشین بشنویم بله.
- موسیقی گوش می کنید یا رادیو؟
بیشتر وقت ها موسیقی گوش می کنم.
- چه موسیقی گوش می کنید؟
موسیقی با کلام را خیلی دوست دارم.
- صدای چه خواننده هایی را گوش می کنید؟
هر کسی که ترانه خوب بخواند. گاهی کلام در موسیقی پاپ به هم ریخته می شود، به خصوص در موسیقی های سال های اخیر. من معتقدم که کلام موسیقی باید قشنگ باشد اما گاهی بد به ادبیات لگد می زند.
- خواننده های امروزی را می گویید، مثل کسانی که رپ می خوانند؟
بله ... "تف به مرامت عوضی" بامزه است ولی عمر کوتاهی دارد. در بین خواننده هایی که این شعرها را می خواندند شما توجه کنید می بینید که عمر شعرهای قمیشی خیلی بیشتر از بقیه است چون موسیقی اش باوقارتر است.
- پس شما در ماشین تان سیاوش قمیشی گوش می کنید؟
بله.
- از خواننده هایی که ما بتوانیم چاپ کنیم کدام را گوش می کنید؟
یعنی قمیشی را نمی توانید چاپ کنید؟ فکر نمی کنم. من فکر می کنم سر قمیشی داریم خیلی اشتباه می کنیم، چون خواننده ای است که نه تا به حال چیز بدی خوانده و نه صدایش خلاف شرع است، بعد یک سری آدم های دسته دوم و سوم که تقلید می کنند را می آوریم و به عنوان صدای موسیقی مطرح شان می کنیم در حالی که خود قمیشی می تواند در ایران برنامه داشته باشد و کنسرت بگذارد و به کسی هم آسیبی نمی رساند. من این طوری اعتقاد دارم.
- یعنی اگر روزی سیاوش قمیشی بخواهد در ایران کنسرت بگذارد و شما کاری از دست تان بربیاید برایش انجام می دهید؟
حتما انجام می دهم. چون معتقدم که اشکال شرعی ندارد و شعرهایش پرمحتواست. واقعا شعری که راجع به جنگ (ترانه یغما گلرویی) می خواند خیلی خوب است.
من به این دلیل بحث سیاوش قمیشی را مطرح کردم که نام بعضی خواننده ها در ذهن افراد تداعی کننده ابتذال نیست. حتی در مقایسه با خواننده هایی که در داخل ایران می خوانند. خیلی خوب است که زمینه هایی برای شان فراهم شود.
- عجب! ... ترجیح می دهم بحث را عوض کنم... شما هر شب خودتان وبلاگ تان را به روز می کنید؟
بله... الان 4 سال و سه ماه و 4 روز است که این وبلاگ را به روز می کنم. خیلی کار سختی است. نوشتن آن سخت نیست بلکه سوژه یابی سخت است. درباره یک سوژه می نویسی، بعد آقای خاتمی یک چیزی در مورد آن می گوید. این اواخر می خواستم مطلبی درباره آقای بورقانی بنویسم، نوشتم "تپل ترین شخصیت سیاسی که من تا به حال دیده ام" بعد آن را حذف کردم و تپل ترین را کردم "بی خشن ترین شخصیت سیاسی که من تا به حال دیده ام".
این تپل ترین در قسمت مطلب ته تیتر جا ماند و سریع فرستادم روی وبلاگم. فردایش آقای خاتمی به من گفتند که این تپل ترین تعبیر بدی است. یعنی این قدر آدم باید در جمله بندی دقت کند.
- چه ساعتی وبلاگ تان را به روز می کنید؟
بین ساعت چهار و نیم تا پنج آن را به روز می کنم و یا در آن عکس می زنم.
- با همین موبایل عکس می گیرید؟
گاهی با این موبایل عکس می گیرم و گاهی هم با یک دوربین از این دیجیتال ها که در جیبم دارم.
- ما دو صفحه به نام لنز داریم که فقط عکس چاپ می کنیم می خواهید این شماره از عکس های شما در آن استفاده کنیم؟
بله موافقم.
- خانه تکانی را شروع کرده اید؟
نه چون خیلی درگیر مرگ و میر بودیم. همسر شهید هاشمی نژاد که عمه ام هم بود فوت کرد و رفتیم مشهد. برگشتیم تهران آقای توسلی فوت کرد. من و دختر کوچکم چهارشنبه از مشهد برگشتیم، همسرم در مشهد مانده بود. آقای توسلی به خانه ما آمد و تا ساعت 12 بحث کردیم. آقای موسوی لاری هم آمد. آقای توسلی همین سخنرانی آخرش را برای ما خواند. سخنرانی مفصلی بود. خدا رحمتش کند...
- حالا اگر خانه تکانی شروع شد، کمک می کنید؟
دخترهام شروع کردند. یک خانمی هم در این ایام به کمک ما می آمد. وقتی دید ما گرفتاریم به خانه دخترهایم رفته و کار آن ها را شروع کرده. هنوز نوبت خانه تکانی ما نشده.
- بالاخره کمک می کنید یا نه؟
می ترسم بیفتم! بیشتر بخش های الکترونیک اش مثل جابه جایی تلویزیون! (خنده)
- پس جابه جایی تلویزیون جزو بخش الکترونیک است؟
بله دیگر... جابه جایی وایرلس، فیش ها و .... (خنده)
- من چند تا اسم عرض می کنم شما نظرتان را بفرمایید.
خواهش می کنم.
- دکتر احمدی نژاد
بیشتر از آن چیز که هست تلاش می کند معروف باشد. ضمن این که آقای احمدی نژاد خیلی خوب می توانست از فرصتی که به دست آورده استفاده کند.
- اگر آقای احمدی نژاد از شما دعوت کند که وزیر ایشان بشوید، کدام یک از وزارتخانه ها را انتخاب می کنید؟
ایشان دعوت نمی کند.
- حالا شما فرض کنید که دعوت تان کرده است.
در آن صورت من قبول نمی کنم.
- سید محمد خاتمی
مهم ترین کاری که کرد این بود که مردم را با حقوق خودشان آشنا کرد. حالا حتی اگر حقوق مردم به آن ها داده نشود می دانند که حقوق شان چیست.
- آقای کروبی
ضمن اینکه از ناحیه گردن خیلی تواضع دارند ولی برای مشکلات جریان اصلاح طلب خیلی زحمت کشیده نمی توان آن را نادیده گرفت البته این زحمت همراه با شجاعتی است که از قبل از انقلاب در وجودش مانده است.
- حداد عادل
قبل از آن که مزه این جور ریاست های عالیه را بکشد خیلی نیروی خوبی برای ایران بود. فرهنگ و زبان و ادبیات و مسایل فرهنگی کشور را خیلی خوب پاس می داشت. کاش می توانست که یک آدم فرهنگی باقی بماند.
- آقای عماد افروغ
با ایشان خیلی آشنا نیستم. یکی دو بار هم صحبت های شان را شنیده ام که چیزی نفهمیدم.
- آقای ضرغامی
آدم خوبی است که به تلویزیون توجه دارد و در سینما هم که بود این گونه بود. آقای لاریجانی از پنجره رادیو و تلویزیون به سیاست کار داشت اما آقای ضرغامی به تلویزیون و رادیو به عنوان دیده شدن و شنیده شدن توجه دارد که این نکته مثبتی است. حتی اگر اختلافات سیاسی خیلی شدید هم با هم داشته باشیم.
- نیکی کریمی
نیکی و پرسش؟!
- محسن مخملباف
محسن مخملباف گم شده. یعنی هم از نظر فیزیکال گم شده و هم از نظر هنری. من یک مدتی با ایشان دوست بودم اگر پیدا شود و خودش را هم پیدا کند، شخصیت نادری است برای وادی هنر.
- جرج دبیلو بوش
اون هم آبرویی برای کشور خودش باقی نگذاشت.
- هاشمی رفسنجانی
نمی دانم در ذهن شان ثروت مهم تر است یا قدرت!
- میر حسین موسوی
آدم دوست داشتنی است ولی کاش این امکان را می داد که از وجودش برای کشور بیشتر استفاده شود.
- ممنونم، خسته نباشید ( مصاحبه از رضا رشیدپور  در اواخر اسفند ماه )

+ نوشته شده در جمعه 1387/01/23 توسط مجید |

فارس نیوز یا فاکس نیوز؟

اصولا رسانه موضوع بسیار مهمی است، ما را در جریان خبرها می گذارد و به ما اطلاع می ‏دهد، از این طریق می فهمیم دنیا دست کیست و در ایران چه خبر است. مثلا وقتی وارد وب ‏سایت پیک نت می شوید احساس می کنید که همین حالا دست جورج بوش روی دکمه ای است ‏که قرار است هزار موشک را یک ا به تهران شلیک کند، در حالی که وقتی وارد ادوار نیوز ‏می شوید احساس می کنید که یک جنبش عظیم دانشجویی در حال اتفاق است که گویا خبرش ‏به پیک نت اصلا نرسیده، یا وقتی وارد وب سایت زمانه می شوید، احساس می کنید میلیونها ‏ایرانی در سراسر جهان دارند بشکن می زنند و قر می دهند. درست در همین شرایط وارد ‏وب سایت امروز می شوید و می بینید که همه سیاستمداران کشور در حال بازشماری آرا ‏هستند و نه خبری از جنگ است و نه خبری از جنبش دانشجویی، « فارس نیوز» هم تبدیل ‏شده به نسخه فارسی « فاکس نیوز»، وارد وب سایت خبرگزاری فارس که می شوی، می بینی ‏دویست تا مسلسل نشانه رفته است به پیشانی خاتمی و همین حکایت است با دیگر وب سایت ‏ها. گاهی اوقات آدم فکر می کند خبرهای فارس مربوط به هفته بعد هستند یا خبرهای وب ‏سایت انتخاب انگار خبرهای هفت ماه پیش هستند که نخوانده بودیم شان. در همین راستا به ‏خبرهای چند وب سایت خبری و غیرخبری توجه کنید:‏

انتخاب، یک هفته قبل
دریادار فالون در اعتراض به حمله نظامی آمریکا استعفا داد. دو ناو عظیم آمریکایی دیروز ‏صبح پشت در خانه حسن نصرالله لنگر انداخت. وزیر خارجه روسیه ده ثانیه پس از دیدار با ‏رایس گفت: « اگر آمریکایی ها سه روز بعد از ساعت چهار صبح به 273 نقطه ایران حمله ‏کنند ما مخالفیم.» رابرت گیتس به نقل از یک مقام بسیار مهم آمریکایی که نخواست نامش فاش ‏شود در گفتگو با نشریه « الوحشت العربی» چاپ لبنان اعلام کرد که اگر آمریکا که می ‏خواهد چهار روز دیگر به ایران حمله کند، همین کار را بکند، من و همسرم سفرمان به آلاسکا ‏را لغو می کنیم و به جای آن به اصفهان می رویم.» یک ناو هواپیمابر نیوزلندی با سرعت به ‏طرف خلیج فارس حرکت کرد. یک مقام آگاه سفارت آمریکا در موگادیشو اعلام کرد که هفت ‏نفر از سران کشورهای خلیج از آمریکا خواستند به ایران حمله کند. وزیر دفاع اسرائیل بدون ‏اینکه با خبرنگاری ملاقات کند، گفت: ما بدون هماهنگی با آمریکا حمله به ایران را تا 57 ‏ساعت دیگر آغاز نخواهیم کرد. معاون عملیاتی سپاه پاسداران نیز ضمن اعلام آماده باش کامل ‏گفت: هیچ خطری منطقه را ترک نمی کند و شایعات را تکذیب می کنیم، وی توضیح نداد ‏شایعاتی که تکذیب می کند، چه شایعاتی است.‏

امروز، سه روز قبل
معاون وزیر کشور تلویحا به وجود تقلب های گسترده انتخاباتی اعتراف کرد. ستاد اصلاح ‏طلبان گفت، صندوق های تهران را بشمارید. نماینده سابق تهران گفت: اگر نمی ترسید ‏صندوق های تهران را بشمارید. میردامادی گفت: بازشماری صندوق های تهران لازم است. ‏دفتر سیاسی جبهه مشارکت خواستار بازشماری آرای تهران شد. مزروعی گفت: صندوق های ‏خودتان را بشمارید کم نیاید. یک گروگان آمریکایی سابق گفت: موقعی که ما اسیر بودیم هنوز ‏شمارش آرای تهران شروع نشده بود. اعلمی که خواستار بازشماری صندوق های رای شده ‏بود به دادگاه احضار شد. عطاء الله ماجرانی در پاسخ به حامد نصر ابوزید: « صندوق بسیار ‏است و شمارندگان آن کم!»‏

خبرگزاری فارس، دیروز صبح
کروبی گفت: خاتمی تکلیف خود را با تندروها روشن کند. بیست دقیقه بعد، فاطمه کروبی در ‏یک مصاحبه چادر به کمر و افشاگر گفت: « خاتمی نمی خواهد دست از تندروهای دوروبرش ‏بردارد.» اسگلرضا زارع پاچه درشت، مسوول سابق ستاد اصلاح طلبان حسن آباد میانکوه به ‏خبرگزاری فارس گفت « نقش مافیای تندروی در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان را افشا خواهم ‏کرد، من آنجا بودم، همه چیز را خواهم گفت.» جورج بوش در مصاحبه ای که به فارسی با ‏صدای آمریکا کرد گفت: « اصلاح طلبان تهران دوستی بهتر از ما ندارند، من قلما و قدما  ‏بی تعارف کم و کسر نمی گذارم و تا اند ماجرا در خدمت هستم.» سیزده ثانیه پس از اظهارات ‏بوش یک نامزد اصلاح طلبان ایلام که به دور دوم رفته است، گفت: « طرفداری بیگانگان از ‏اصلاح طلبان پذیرفته نیست.» درست در همین روز، رضا پهلوی نیز در یک سخنرانی ‏نامعلوم در یک مکان نامشخص گفت: « دوم خردادی ها با ما همراه شوند.» فارس نوشت: ‏خاتمی باید تکلیف خودش را با هرکسی اطرافش هست روشن کند و به طرف کسانی که ‏اطرافش نیستند برود. در همین راستا به گزارش خبرگزاری فارس، حسین موسویان با خاتمی ‏دیدار کرد. یک مقام اطلاعاتی گفت: « پرونده جاسوسی موسویان را داریم از کشو در می ‏آوریم، کلیدش فعلا نیست، اما بزودی پیدا می شود.»‏

پیک نت، امروز

سه هزار موشک بسوی تهران در حال شلیک. ستاد ناتو زیر گوش تهران. ارتش عراق با ‏تسلط کامل خشتک مقتدی صدر را جر داد. خطر از هر زمان دیگری نزدیک و نزدیک تر ‏شد، جنگ آغاز شده است. آمریکا و ایران، معاشقه در حال تجاوز یا تجاوز پس از بزن بزن؟ ‏این فرمانده سپاه درباره نوآوری موشکی چه می گوید؟ بوی خطر حمله اسرائیل از « الوطن ‏العربی» زیر دماغ ناتو. انقلاب رنگی را وللش، شورش در حال وقوع است و چه بسا که تا ‏نیم ساعت قبل واقع شده باشد.

بی بی سی، یک روز بعد
جناب آقای مقتدی جان صدر دستور احتمالی انحلال سپاه آقای مهدی را ممکن است شاید ‏صادر کند. احتمال شبه حمله ستیزه جویان "نورستان" که احتمالا باعث کشته شدن احتمالی ‏یک و نیم نفر شده است. متهمان شبه انفجاری حوالی کازابلانکا تا حدی از زندان ممکن است ‏فرار کرده باشند. امکان اعلام احتمالی خبر جدید در روز نسبتا ملی "فن آوری" هسته ای. ‏آمریکا از ایران احتمالا خواست شاید دلش بخواهد در مذاکراتی در حوالی بغداد شرکت کند. ‏پس از تائید 325 منبع آگاه و رسمی اعلام شد که هوای ایران از آغاز بهار گرم تر شده است. ‏

نظر شما چیه ؟ .............

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/01/20 توسط مجید |

سريال سعی در تاکید این دارد که برخي چهره‌‌ها كه با جعل عنوان و بدون توانايي، مسئوليت‌ها يا شغل‌هاي مهمي را اشغال مي‌كنند، الزاما افراد «بدذاتي» نيستند و سوءنيت هم ندارند، بلكه جهل و اشتباه گرفتن مردم در كنار تعريف و تمجيدهاي اغراق‌آميز و غيرواقعي، منجر به تثبيت آنان در مكان‌هايي مي‌شود كه شايستگي آن را ندارند.


براي نمونه، روايت داستان‌هاي عجيب و غريب درباره سرهنگ غفاري كه افراطي‌ترين نوع آنها توسط سرباز وظيفه 48 ماه خدمتي بيان مي‌شود، باعث مي‌شود كه شصت‌چي، سرانجام در پست رياست كلانتري به چهره‌اي واقعا خشن تبديل شود. با اين حال، نويسنده تأكيد مي‌كند كه وي واقعا مي‌خواسته «محله را خوب كند» و تنها روش آن را بلد نبوده و از همين روي، ده‌ها نفر از مردم محل را كه تمثيلي از كل جامعه است، اسير مي‌كند و به بازداشتگاه مي‌فرستد و حتي پس از آن‌كه به اشتباه خود واقف مي‌شود، بر آن اصرار مي‌ورزد؛ حتي اگر «نفت بازداشتگاه تمام شود و نان به همه نرسد».
سریال در بخش آخر نيز بر پيام اصلي خود تأكيد كرد و پس از به ريشخند گرفتن برخي مصاحبه‌هاي بي‌ربط صداوسيما و چهره‌سازي‌هاي افراطي مطبوعات از افرادي چون «مرد هزار چهره»، نشان داد كه تمام مردم و زيان‌ديدگان از جرايم امثال «مسعود شصت‌چي» شريك جرم او در «اشغال نابجاي پست‌ها و مسئوليت‌ها و مشاغل حساس» و ضربه زدن به خودشان به شمار مي‌روند و از همين روي، به رغم متناسب بودن مجازاتي چون اعدام براي او، خود نيز به دليل شراكت در جرم، راضي به مجازات وي نمي‌شوند، هرچند توان اين كارمند ساده ثبت احوال شيراز در سوار شدن بر احساسات مردم نيز در رهايي بخشيدن وي از مجازات اعدام بي‌تأثير نبود.

                                                                                           

البته به نظرم جای خالی بعضی کارکترها مثل رئیس جمهور شدن یا وزیر شدن هم می تونست در سریال قرار بگیره به شرطی که به بعضی ها  برنخوره  ... ( البته جوگیر شدن را هم الان می بینیم!! )

محمود شهریاری در نمایی از مراسم اهداء جایزه بانک

برای شنیدن دفاعیه مستدل مسعود شصت چی بیایید اینجا !!

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/14 توسط مجید |

یک مقام عالیرتبۀ امنیتی روسیه روز سه شنبه گفت: سازمانهای اطلاعاتی روسیه از تشدید تمرینات نظامی هوایی و زمینی ارتش امریکا علیه ایران خبر داده اند.


وی در ادامه افزود؛ بر اساس اطلاعات بدست آمده ،پنتاگون هنوز در رابطه با زمان دقیق حملۀ نظامی علیه ایران تصمیمی نگرفته است اما پنتاگون خواهان جنگی است که  با اندک هزینه ای، ایران را به زانو در آورد .
وی همچنین گفته است که حضور نظامی امریکا در منطقه به سطحی مشابه به سال 2003 که به عراق حمله کرد ،رسیده است.
ژنرال لئونید ایواشوف ،نایب رئیس آکادمی علوم ژئوپلتیک،هفتۀ گذشته اظهار داشت که پنتاگون در نظر دارد تا در آینده ای نزدیک حملۀ هوایی گسترده ای را علیه زیر ساختارهای نظامی ایران آغاز کند.
برپایۀ این گزارش ناوگان جدید حامل نیروهای نظامی امریکایی عازم خلیج فارس شده است.

امریکا ناوگان یو اس اس جان استنیس [که متشکل از حدود 3200 ملوان، حدود 80 هواپيمای جنگی اعم از "اف ای 18" و جنگنده بمب افکن‌های "سوپر هورنت"،هشت کشتی-ناوچه پشتیبانی و 4 زیردریایی اتمی است.] و ناوگروه دوایت دی آیزنهاور[که متشکل از نزدیک به 5000 ملوان، 80 تا 90 جنگنده بمب افکن های ای اف 18؛سوپر هورنت و سی هریر به همراه 15 کشتی پشتیبانی، ناوچه و زیر دریایی اتمی اعم از 8 ناوچه سریع و تهاجی، همچنین سامانه پرتاب موشک های هدایت شونده کروز،دسترویر و رماج است.] را در موقعیت منطقه خلیج فارس آماده دارد.
این گزارش می افزاید: ایالات متحده آمریکا همچنین سامانه دفاع ضد موشکی پاتریوت را نیز به خلیج فارس فرستاده است.

رزمناو امریکایی

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/01/12 توسط مجید |

آقایان خاتمی و کروبی ونامه آقای منتجب نیا

دیروز وقتی نامه ی دوست خوبم آقای منتجب نیا به آقای خاتمی را می خواندم که ترجمه ی فارسی اش این بود که چرا اسم ایشان در لیست اصلاح طلبان قرار نگرفته، به یکی دو نفر از دوستانی که لیست را بسته بودند و اعتراض قبلی خودم را تکرار کردم که چرا اسم آدمی مثل منتجب نیا در لیست اصلاح طلبان ویاران خاتمی نبوده است. همچنانکه به خود آقای منتجب نیا هم قبل از انتخابات صحبت کردم که چرا اسم آدمی مثل اقای دعائی با آن همه سوابق همراهی با امام را در لیست اعتماد ملی قرار نداده اند. دوستان ستاد ائتلاف اصلاح طلبان می گفتند که ما چند نفری که خیلی مصاحبه های تند و تیز بیست و سی پسند علیه اصلاح طلبان کرده اند را حذف کرده ایم. آقای منتجب نیا هم یکی از انها است. ولی آقای منتجب نیا نسبت به دلیل نبودن اسم آقای دعائی اظهار بی اطلاعی کرد. من با مبنای دوست خوبم آقای منتجب نیا هم نظرم که اصلاحات نیاز به همکاری رهبران آن دارد ولی ای کاش آقای منتجب تلاش می کرد که حزب اعتماد ملی جدای از لیست ائتلاف اصلاح طلبان کاندیدا نمی داد تا این اختلافات شکل نمی گرفت. جبهه ی اصلاحات حتی اگر آقای خاتمی با همه ی پشتوانه های مردمی کاندیدا شود، نیاز به همراهی و همکاری دارد. پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری هم منوط به این است که از انتخابات درس بگیریم و حرمت بزرگانی مثل آقای خاتمی و کروبی را پاس بداریم.  و دربهای باز خبر بیست وسی برای نقل اختلافات ما را به وسوسه نیندازد.

+ نوشته شده در شنبه 1387/01/10 توسط مجید |

به نظر شما رئیس جمهوری که در یک سطح پایینی باشه می تواند به مردم کشورش رفاه و سیری شکم عطا کند ؟ یا نه ... اگر در سطح بالاتر از بقیه باشد می تواند ؟ منظورم اینه که اگر قرار بود مثلا حاکمی صرفا با نان و پنیر زندگی کنه که دیگه توقع نداره مردمانش هم بروند گوشت کیلویی مثلا ۸۰۰۰ تومان یا مرغ کیلویی ۲۸۰۰ یا ... و ... تهیه کنند ! نظر می دهد که بعله : ساده زندگی کنید !!!!

البته سادگی هم خوبه اما نه دیگه همه اش بشه سادگی و سادگی . یاد دیروز افتادم که جای شما خالی برای نهار حلیم بادمجان داشتیم . رفتم کشک بگیرم که لبنیاتیه گفت کیلویی ۲۲۰۰ تومان - انرژی هسته ای حق مسلم ماست !!!  من هم ناچارا گفتم : به به ... به به ! حق مسلم !!! ( دیگه کسی از سایر حقوق مسلم ما ساکنان ایران  مثل کار - تامین معیشت - رفاه - زندگی ایده آل و ... حرفی نمی زنه و همه اش شده انرژی هسته ای ... )

خدا آخر و عاقبت ما رو تو سال جدید که رئیس محترم جمهور در پیام نوروزی وعده تحول در اقتصاد را هم در آن داده اند به خیر گرداند . اما جدا میگم : خودتون رو برای یک سال سخت و گرانی و تورم جدید آماده کنید و البته زمزمه کنید : انرژی هسته ای حق مسلم ماست !!!!

عجب صفایی می کنه این رییس جمهور ما !

یعنی واقعا مردم رو ...گیر آورده اند ؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/07 توسط مجید |

 

سردار سرتیپ پاسدار "زارعی" فرمانده نیروی انتظامی استان تهران و مسئول مستقیم اجرای طرح باصطلاح مقابله با اوباش در یک خانه فساد و در حالیکه با شش زن سرگرم عیش و نوش بود بازداشت شد. این بازداشت بدستور مستقیم آیت الله شاهرودی و از روی سر قاضی مرتضوی دادستان مرکز صورت گرفت و همین مسئله برای 48 ساعت به تند ترین واکنش ها در قوه قضائیه انجامید. از آنجا که شاهرودی حدس می زده قاضی مرتضوی با توجه به رابطه بسیار نزدیکی که با "زارعی" دارد، او را از ماجرای بازداشت مطلع کرده و نجات خواهد داد، طرح بازداشت "زارعی" بدون اطلاع او صورت گرفت. حتی گفته می شود برکناری رئیس دادگاه فرودگاه نیز در همین ارتباط و برای کور کردن پیوندهای وی با مرتضوی و زارعی صورت گرفته است. صدور قرار وثیقه و آزادی زارعی و جلوگیری از پخش خبر به بهانه عدم تضعیف نیروی انتظامی نیز به معنای پایان کشاکش تند بین شاهرودی و مرتضوی نیست و در روزهای اخیر این مسئله در شعب دادگاه ها و دادسرای تهران بر سر زبان قضات و روسای این شعب و دادسراست. در شعبه.... دادگاه های تهران، رئیس دادگاه، رئیس دفتر و حتی منشی دادگاه گفتند که شاهرودی تاکنون یک قدم از مجازات شدید زارعی عقب نشینی نکرده و بیت رهبری هم خواهان اجرای قانون شده است، اما بدون سرو صدا و پس از انتخابات!مبنای اولیه تحقیقات مردم محلی بوده اند که خانه فساد در آن برپا بوده است. مردم این خانه را بعنوان خانه ای مشکوک معرفی می کنند و روز حمله به این خانه، سردار زارعی در کنار شش زن و دختر و در شرایطی زننده بازداشت می شود

یاد این شعر افتادم که : چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند !

خبر تکمیلی : محسن قاضي" بازپرس شعبه‌ي پنجم دادسراي كاركنان‎ ‎دولت که خبرگزاري ايسنا از وي به عنوان ‏‏"قاضي رسيدگي‌كننده به پرونده يكي از فرماندهان سابق نيروي‎ ‎انتظامي استان تهران" نامبرده اتهامات سرتيپ ‏پاسدار رضا زارعي را "سوءاستفاده از موقعيت شغلي و امكانات دولتي، خيانت در امانت و‎ ‎جرايم مالي" اعلام ‏کرد و گفت: "اتهامات مطرح در پرونده اين متهم كه در دادسراي كاركنان‎ ‎دولت در حال رسيدگي است". ‏بازپرس شعبه‌ي پنجم دادسراي كاركنان‎ ‎دولت در عين حال اتهام اخلاقي فرمانده برکنار شده نيروي انتظامي استان ‏تهران را رد کرد و با اشاره به آنچه "انتشار اخبار كذب و‎ ‎نادرست در سايت‌هاي اينترنتي در مورد فرمانده سابق ‏انتظامي استان تهران" مي‌خواند، اعلام کرد و گفت براي "جلوگيري از انتشار اخبار كذب و تنوير افكار عمومي" ‏اتهامات اين فرمانده برکنار شده را به طور رسمي اعلام مي کند. !!!!

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/01/04 توسط مجید |

عید بر تمام شما دوستان مبارک و آرزوی سالی خوب وهمراه با سلامتی و سربلندی برایتان دارم .

پیام تبریک سید محمد خاتمی به مناسبت آغاز سال 1387 خورشیدی

به نام خداوند جان و خرد
نوروز پیروز را که طلیعه بهار دلنشین است و امسال با اولین روز ربیع الاول همراه است. به همه ایرانیان گرامی و هموطنان عزیزم در هر کجا که هستند و به همه آنان که نوروز را گرامی می دارند از ژرفای جان شادباش می گویم.

نوروز جایگاه بلندی در وجدان تاریخی ایرانیان دارد و برای همه ما با شکوه و خاطره انگیز است، به ویژه که اسلام عزیز نیز وقتی آمد نه تنها آن را نفی نکرد، که مورد تأیید و ستایش قرار داد.

نوروز انگیزه ساز گونه ای در حال و کار آدمی و رهایی از روزمرگی است و امیدوارم همت کنیم تا همانگونه که کودکانمان با جامه نو به پیشباز نوروز و بهار می روند، ما نیز با جان نو برپاکننده جهان نو باشیم.

با تغییراتی که در زندگی همه ما پدید آمده است و با وجود آشفتگی در حال که ناشی از کنده شدن از عالم گذشته و واماندگی از ورود به عالم جدید و ناتوانی از آفرینش عالمی دیگر است و به رغم سرگشتگی و بریدگی از دیار و یار، اما از بختیاری هنوز نوروز در میان ما زنده است و احساس «خود بودن» را در ما زنده نگاه می دارد و امید آنکه این احساس بیش از پیش مایه تفکر شود تا بتوانیم امروز و فردایمان را با تکیه بر گذشته (و نه رفتن و ماندن در آن) بسازیم تا هم «خود» باشیم سرافراز و پیشرو، و هم انسان زمان خود.

امیدوارم سال نو برای میهن ارجمند و هم میهنان گرامی سرشار از کامروایی و پیروزی در همه عرصه ها باشد و جهان و جهانیان نیز روزگاری بهتر از آنچه داشته اند، داشته باشند.
بارخدایا! حال و کار ما را بهترین حال و کار بگردان!

سید محمد خاتمی
۱۳۸۷/۱/۱

+ نوشته شده در جمعه 1387/01/02 توسط مجید |